حق مالکیت
در نگاه آیات، اعتقاد به یکتایی خدا تنها یک اندیشه خنثی و غیر عملی نیست؛ بلکه عقیده ای است که زندگی انسان را در همه ساحت ها دگرگون می سازد و نظام ارزشی خاصی پدید می آورد و مناسبات اجتماعی، حقوقی و سیاسی ویژه ای را تنظیم و طلب می کند.
به بیان دیگر، اعتقاد به یگانگی خدا در حقانیت، خالقیت، ربوبیت و حاکمیت تکوینی، حقوق منحصر به فردی را برای حضرت حق اثبات می کند که رعایت آن حقوق، مسئولیت ها و تکالیفی را بر دوش انسان می گذارد؛ زیرا حق و تکلیف متلازم اند و ثبوت حق برای خدای متعال به منزله اثبات تکلیف بر جمیع آدمیان خواهد بود.
بنابراین هر فرد موحدی که خدامحوری و جهان بینى توحیدى را به عنوان مبناى تفکر خود پذیرفته، نمى تواند به حقوق الهی و نتایج و پیامدهاى آن در شعاع زندگى فردى و اجتماعى خود بى اعتنا باشد.
از جمله حقوقی که قرآن برای خالق و رب هستی ثابت می داند، «حق مالکیت» به صورت مطلق می باشد.
از آنجایی که خداوند متعال سرچشمه وجود، و تنها پروردگار عالمیان است و تمامی مراتب هستی و پدیده های آن، مخلوق، مربوب و پرتوی از ذاتِ بی نیاز اویند، مالکیتِ حقیقی بر تمامی موجودات عالم نیز از آنِ او خواهد بود:
لِلَّهِ ما فِى السَّمواتِ وَ الارْضِ انَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنىُّ الْحَمیدُ؛[۱] آنچه در آسمان ها و زمین است از آن خداست، همانا خداست که بی نیازِ ستوده است.
وَ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛[۲] و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، از آنِ خداست؛ و کارها به سوى او بازگردانده می شود.
همه آفریده ها در تمامی مراتب هستی، در ذات، کمال و آثار خویش عین فقر و وابستگی به خداوند متعال می باشند و از خود چیزی ندارند؛ بنابراین برای هیچ یک از آنان هیچ گونه مالکیتی به صورت حقیقی و استقلالی قابل تصور نیست و تنها خدا را باید مالک مطلقِ ذات، جان و مال و آثار و افعال جهانیان دانست.
بر اساس چنین نگرشی، انسان از هیچگونه مالکیتِ حقیقی حتی نسبت به جسم و جان خود برخوردار نیست؛ و باید اعضا و جوارح خود را نیز مملوک الهی و امانتی از سوی خدا بداند؛ چنانکه آیه می فرماید:
قُلْ…أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصار… فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ؛[۳] بگو: «… یا چه کسى مالک گوش و چشم هاست؟» … پس بزودى (در پاسخ) مى گویند: «خدا»، بگو: «پس چرا تقوا پیشه نمى کنید؟! ».
بنابراین اگر در این دنیا گاهی برای برخی مالکیتی نیز عنوان می شود، مالکیت طولی و اعتباری می باشد که از خدا دریافت کرده اند و با مرگ نیز از بین می رود:
وَ لِلَّهِ میراثُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض؛[۴] و میراث آسمان ها و زمین از آنِ خداست.
اعتقاد به حق مالکیت خدا، تکالیفی را بر دوش آدمیان می گذارد که غفلت از آن، انسان را در جایگاه ظالمان و غاصبان حق الهی قرار می دهد.
از این رو، انسان نمی تواند خود را مالک جهان بداند و هر گونه تدبیر و تصرفی در جهان را برای خود جایز بشمارد؛ بلکه استفاده از همه ظرفیت ها و امکانات باید با اذن و اجازه مالک حقیقی و در راستای تحقق اراده تشریعی او باشد. به عنوان مثال، انسان باید اموال و ثروت قرار گرفته در اختیارش را، در مسیری که مورد تأیید الهی است، صرف کند و احکام الهی –از جمله خمس و زکات- را درباره آن رعایت نماید. زیرا همه هستی و دارایی انسان، از آنِ خداوند متعال است و آدمی مالک و صاحب حقیقی چیزی نیست.
قرآن برای عبرت دیگران در این زمینه، به داستان قارون اشاره می کند که ثروتی عظیم به دست آورد، اما استکبار ورزید و دستورات الهی در نحوه استفاده از آن را نادیده گرفت و خداوند متعال نیز او و ثروتش را در زمین فرو برد:
فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما کانَ لَهُ مِنْ فِئَهٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما کانَ مِنَ المُنْتَصِرینَ؛[۵] سپس ما، او و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت که او را در برابر عذاب الهى یارى کنند، و خود نیز نمى توانست خویشتن را یارى دهد.
در روایات اسلامی نیز اشاره شده است که انسان در صورتی به کمال و هدف واقعی خلقت خود خواهد رسید که به مالکیت خدا و مملوک بودن خود و داشته هایش توجه کند و پایبند به لوازم آن باشد.
چنانکه امام صادق علیه السلام در حدیث معروف «عنوان بصری» و در ضمن پاسخ به سؤال از حقیقت بندگی فرمودند:
أَنْ لَا یَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ مِلْکاً لِأَنَّ الْعَبِیدَ لَا یَکُونُ لَهُمْ مِلْکٌ یَرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یَضَعُونَهُ حَیْثُ أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ … فَإِذَا لَمْ یَرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِلْکاً هَانَ عَلَیْهِ الْإِنْفَاقُ فِیمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ یُنْفِقَ فِیهِ؛[۶] اینکه بنده در آنچه خدا بر او منّت گذاشته و بخشیده است براى خود مالکیّت نبیند، بدان جهت که بندگان را ملکى نیست، مال را مال خدا مى دانند، و آن را در جایى که خدا فرموده است قرار مى دهند … بنابراین، اگر بنده، در آنچه خدا بر او بخشیده است براى خود ملکیتی نبیند، انفاق در آنچه خدا بدان امر نموده، بر او آسان می شود.
[۱] . سوره لقمان: ۲۶
[۲] . سوره ال عمران: ۱۰۹
[۳] . سوره یونس: ۳۱
[۴] . سوره حدید: ۱۰
[۵] . سوره قصص: ۸۱
[۶] . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۵
بازدیدها: 57