مقدمه خداشناسی

 

حقیقت­ جویی و حق­ شناسی، یک میل فطری و درونی است که عقل سلیم نیز بر ضرورت آن حکم می­ راند؛ زیرا کشف و درکِ حقیقت و تنظیم زندگی بر محور آن را، تنها راه خوشبختی و آرامش و نجات از پوچی و ضلالت می­ داند.

روح تشنه آدمی پیوسته در جستجوی حقیقت و شناخت مبدأ و منتهای هستی و جهان پیرامون بوده و همواره این سؤالات را از خود پرسیده است که حقیقتِ هستی چیست و چگونه قابل دست­یابی می­ باشد؟، و اساساً آیا حقیقتی عینی وجود دارد[۲] که به زندگی او معنا و گرما بخشد و عطش بی­کران او را سیراب سازد؟ و آیا در جستجوی خود، می ­تواند راهی برای کشفِ یقینی و فهم درست حقیقت و وصول به آن بیابد؟[۳] و … .

قرآن که خود را «نور»[۴] و «روشن­گرِ هر چیزی»[۵] می­ خواند، از سویی به ثبوت دو عالم غیب و شهادت،[۶] و وجود حقایقی[۷] در آن دو اشاره می ­کند، و از سوی دیگر، شناخت یقینی برخی از آن حقایق را برای بشر ممکن و بلکه ضروری می ­داند، و سهل ­انگاری و اکتفاء به ظن و گمان در مورد آنها را بر نمی­ تابد:

وَ ما یَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إِنَّ الظَّنَ‏ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئا؛[۸] و بیشتر آن­ها، جز از گمان (و پندارهاى بى‏ اساس)، پیروى نمى‏ کنند؛ (در حالى که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بى ‏نیاز نمى‏ سازد.

اما از میان آن حقایق مختلف، قرآن از حقیقتی متشخص و والامقام و بزرگ[۹] نام می ­برد و او را خدای عالمیان، اصیل ­ترین حقیقت و سرچشمه همه هستی­ ها می­ داند و حدود ۲۷۰۰ بار با نام خاصِ «الله»[۱۰] از او یاد می ­کند و وی را دارای «نام ­های نیک»[۱۱] می ­داند که بیان­گر اوصاف اویند، و در ضمن آیات گوناگون، به توصیفِ مستقیم یا غیر مستقیم او می­ پردازد، و شناخت او را لازم ­ترین معرفت ­ها و دارای بالاترین ارزش ­ها می­ داند و همگان را به سوی او فرا می­ خواند.

حال می ­خواهیم بررسی کنیم و بدانیم آن خدایی که قرآن بدان اشاره می­ کند و شناخت او را دارای بالاترین آثار و ارزش ­ها می ­داند، چگونه حقیقتی است؟ و آیا راهی به سوی معرفت او وجود دارد؟ و اگر می ­توان او را شناخت، چگونه و با چه ابزاری؟ و اساساً قرآن چگونه ثبوت چنین خدایی را توجیه و بر وجود او دلیل اقامه می­ کند؟ و چه نقش و جایگاهی برای او در زندگی بشر قائل است؟ و … .

 

ادامه مباحث در مقالات بعدی

 


 


[۱] . سوره فصلت: ۵۳

[۲] . در پاسخ به این سوال دو دیدگاه کلی در میان اندیشمندان مطرح است: الف) « ایده ­آلیسم» که منکر حقایق مستقل بیرون از ذهن آدمی است؛ ب) « رئالیسم» که به اثبات حقایق رای می ­دهد.

[۳] . در این زمینه حداقل سه نوع مکتب وجود دارد: الف) «مکتب جزم و دگماتیسم» که جهان خارج از ذهن را قابل شناخت قطعی و یقینی می ­داند؛ ب) «مکتب شک و سپتی­سیسم» که معتقد است نمی­ دانیم که آیا شناخت ما از جهان خارج مطابق با واقع هست یانه؛ ج) «مکتب انکار»که منکر تطابق علوم انسانی با جهان خارج است.

[۴]. قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبینٌ؛ از طرف خدا، نور و کتاب آشکارى به سوى شما آمد. (سوره مائده: ۱۵)

[۵]. وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ء؛ و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است. (سوره نحل: ۸۹ )

[۶]. عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ الْکَبیرُ الْمُتَعالِ؛ او از غیب و شهود آگاه، و بزرگ و متعالى است.(سوره رعد: ۹)

[۷]. حقایقی مانند: خداوند متعال، وحی، جهان آخرت، فرشتگان، جن، شیطان، روح، امدادهای غیبی و …

[۸]. سوره یونس: ۳۶

[۹]. ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبیرُ؛ این بخاطر آن است که خداوند حقّ است؛ و آنچه را غیر از او مى‏ خوانند باطل است؛ و خداوند بلندمقام و بزرگ است. (سوره حج: ۶۲ )

[۱۰]. «الله» اسم خاص برای ذات پاک خداوند است؛ به این معنا که در آن، وصف خاصی لحاظ نشده و اسم برای ذات است، ولی به التزام، بر همه صفات الهی دلالت می­ کند.

[۱۱]. وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها؛ و براى خدا، نام­ هاى نیک است؛ خدا را به آن (نام ها) بخوانید. (سوره اعراف: ۱۸۰)

بازدیدها: 54

گاه مسئله نه فقدان معنا، بلکه فقدان مکث است؛

انسانِ مدرن کمتر می‌ایستد تا بفهمد، بیشتر می‌دود تا برسد.