ویژگی های هستی خدا
وقتی هستیِ موجودی به عنوان علت نخستین و خالق جهان اثبات شد، اوصاف منحصر به فرد دیگری نیز برای او به اثبات خواهد رسید؛ از جمله:
غیر مخلوق بودن خدا
روشن است که پدیده های عالم به دلیل فقر ذاتی و وجودی، نیازمند خالق و علت ایجادی هستند؛ اما این نیازمندی و مخلوق بودن درباره خالق هستی و موجودی که دارای غنای ذاتی و وجودی می باشد و وجود عین ذات اوست، قابل تصور نیست؛ زیرا به دلیل امتناع تناقض، غنی بالذات محال است فقیر بالذات باشد. پس هر غنی بالذاتی غیر مخلوق است.
قرآن نیز در این زمینه میفرماید:
هَلْ مِنْ خالِقٍ غَیْرُ اللَّه؛[۱] آیا آفریننده اى جز خدا هست؟!
این آیه شریفه نیز، در قالب استفهام انکاری، وجود هر خالق دیگری غیر از خدا را انکار می کند که خود دلیلی بر غیرمخلوق بودن خداست؛ زیرا اگر خدا را مخلوق تصور کنیم، پس قطعاً خالق دیگری نیز باید موجود باشد.
بی نهایت بودن خدا
مطلق و نامتناهی بودن بالفعل نیز از دیگر خصیصه های انحصاری حقیقت الهی است که این خصیصه لازمه غنای ذاتی و وجودی اوست؛ زیرا محدود بودن موجودی دلیل بر فقر و نیازمندی آن موجود است و قطعاً باید محدودکننده ای باشد که حدود ویژه آن را تعیین نماید. به تعبیر دیگر، هر موجود محدودی قطعاً مخلوق است و هر مخلوقی آفریدگاری دارد که حدود آن را تعیین می کند.
بنابراین، آنچه فقیر نباشد، قطعاً هیچ حدی که به آن محدود شود برای او قابل تصور نیست. پس وجود خدای تعالی نامتناهی است.
امام رضا علیه السلام در عبارتی می فرمایند:
نِظَامُ تَوْحِیدِهِ نَفْیُ التَّحْدِیدِ عَنْهُ لِشَهَادَهِ الْعُقُولِ أَنَّ کُلَّ مَحْدُودٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَهِ کُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَیْسَ بِمَخْلُوقٍ؛[۲] اساس یگانگی خدا، نفی محدودیت از اوست؛ زیرا عقل شهادت می دهد که هر محدودی مخلوق است و نیز شهادت می دهد که هر مخلوقی خالقی غیر مخلوق دارد.
از این رو، قرآن در توصیف حقیقت الهی می فرماید:
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلیمٌ؛[۳] اوّل و آخر و پیدا و پنهان اوست؛ و او به هر چیز داناست.
این آیه ظهوری روشن بر احاطه وجودی خدای متعال دارد که همه نظام هستی را از اول تا آخر و از باطن تا ظاهر فرا گرفته است و همین احاطه وجودی منجر به احاطه علمی او شده که در آخر آیه بدان تذکر داده است.
در واقع سایر موجودات به دلیل محدودیت یا آغازند و یا انجام، یا پیدایند و یا پنهان و تنها خداوند است که به دلیل نامتناهی بودنش همه را داراست و هیچ قیدی محدودش نمی کند؛ و لذا می فرماید:
فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ؛[۴] و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بى نیاز و داناست!
بنابراین خدا به دلیل نامحدود بودنش در تمامی حالات با همه افراد است:
وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ؛[۵] و او با شماست هرجا که باشید.
امیرالمومنین علیه السلام نیز می فرماید:
اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِی السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِیفَهُ فِی الْأَهْلِ وَ لَا یَجْمَعُهُمَا غَیْرُکَ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا یَکُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا یَکُونُ مُسْتَخْلَفا؛[۶] پروردگارا! تو در سفر همراه ما و در وطن نسبت به بازماندگان ما سرپرست و نگهبانی، و جمع میان این دو را هیچکس جز تو نتواند کرد؛ زیرا آن کس که سرپرست بازماندگان است نمی تواند همراه مسافر باشد و آن که همراه و همسفر است سرپرست بازماندگان انسان نمی تواند باشد.
و حضرت در ضمن پاسخ شخصی یهودی که از مکان خداوند متعال سؤال کرده بود، فرمودند:
«… در برخی از آثار و کتب شما (یهودیان) از حضرت موسی بن عمران روایتی نقل شده است که وقتی حضرت موسی در جایی نشسته بودند، فرشته ای از جانب مشرق به محضر ایشان آمد. حضرت موسی از وی پرسید: از کجا آمده ای؟ گفت از جانب مشرق و از نزد خدا آمده ام. مدتی نگذشت که فرشته ای از جانب مغرب آمد. حضرت موسی پرسید: از کجا آمده ای؟ گفت: من از سمت مغرب و از پیشگاه خداوند آمده ام. باز فرشته ای از آسمان هفتم آمد و عرض کرد: یا موسی! من از آسمان هفتم از نزد خداوند آمده ام. فرشته ای دیگر از طبقه هفتم زمین آمد، عرض کرد: از محضر خدا به سوی تو آمده ام. وقتی حضرت موسی این صحنه ها را می بیند، می فرماید: پاک است خدایی که هیچ جا و مکانی از او خالی نیست و به هیچ مکانی از مکان دیگر نزدیکتر نبوده و نسبت، او با همه چیز و همه جا یکسان است. آنگونه نیست که به آسمان نزدیکتر است و از زمین دورتر، یا در مقایسه با خاک به هوا و به قله کوه نسبت به دشت و بیابان نزدیکتر باشد.[۷]
کامل مطلق بودن خدا
غیر متناهی دانستن وجود خدا نشان می دهد که ذاتش انباشته از بی نهایت صفات کمالی و کمالات وجودی، و پیراسته از تمامی نقص ها و امور عدمی می باشد. از جمله صفاتی که بارها مورد تأکید و تصریح آیات قرار گرفته و بر آن نیز استدلال شده، علم و قدرت نامحدود الهی است.
قرآن، وجود پدیده ها و امورات عالم را بهترین شاهد و دلیل بر علم و قدرت نامحدود پدیدآورنده جهان هستی می داند؛ می فرماید:
اللَّهُ الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً[۸] خداوند همان کسى است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود مى آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!
قرآن ضمن تأکید بر فقر وجودی پدیده ها و نیازمندی آنها به خالقی غنی و بی نیاز، آفرینش آنها را با ویژگی هایی توأم می داند که هر کدام از آن ویژگی ها خود بهترین دلیل و شاهد بر عالم و قادر مطلق بودن علت هستی بخش می باشند.
برای درک بیشتر عظمت الهی به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم:
الف) از جمله ویژگی هایی که بیان شده، تسویه و صورت بندی هماهنگ و متعادل پدیده ها می باشد که موجب شده انواعی از موجودات با قابلیت ها، استعدادها و ظرفیت های مختلف پدید آیند و هر موجودی در مجموع دارای اندازه ای مشخص و حدود ذاتی، صفاتی و فعلی متعادل، با برنامه ای معین و برخوردار از اعضاء و امکانات متناسب باشد.
چنانکه در آیه ای درباره خلقت انسان می فرماید:
الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ؛[۹] همان خدایى که تو را آفرید، سپس دستگاه هاى وجودت را منظم ساخت و سپس تعدیل نمود
و در آیه دیگری، این صورتبندی خاص انسان را زیبا و نیکو می داند:
وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصیرُ؛[۱۰] و شما را تصویر کرد، تصویرى زیبا و دلپذیر؛ و سرانجام (همه) بسوى اوست.
اگر اجزای بدن انسان را در نظر بگیریم، خواهیم یافت که هر جزئی به اندازه و با قابلیتی مشخص در جای مناسب خود قرار گرفته و کار و فعالیتِ هماهنگ این اجزاء موجب شده است که آدمی بتواند به حیات خود ادامه دهد.
حضرت علی علیه السلام نیز به خلقت شگفت انگیز آدمی اشاره کرده و فرموده است:
اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم؛[۱۱] از این انسان در شگفتی مانید، که با پاره ای «پی» می نگرد، و با «گوشتی» سخن می گوید، و با «استخوانی» می شنود، و از «شکافی» نفس می کشد.
ب) ویژگی دیگری که بارها مورد تآکید قرار گرفته، «هدایت تکوینی» و «غایتمندی» موجودات و پدیده های عالم است.
این حقیقت در پاسخ حضرت موسی علیه السلام به فرعون که از پروردگارش سؤال کرده بود، نیز بیان شده است:
قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى؛[۱۲] گفت: «پروردگار ما همان کسى است که به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرینش او بوده داده؛ سپس هدایت کرده است!»
تفکر در پدیده های عالم، نشان می دهد که هر موجودی در عین این که به حسب ساختمان مادی و جسمانی، کور و نابینا و فاقد علم و آگاهی می باشد، از یک نیروی مرموزی برخوردار است که به موجب آن نیرو راه خود را به سوی هدف و غایتی مشخص می پیماید، و برای رسیدن به کمال و وضع مطلوب، در مسیری معین و در ارتباط با دیگر پدیده ها، از وضع موجود گذر می کند.
چنانکه قرآن به زندگی هدایت شده و هدفمند زنبور عسل اشاره کرده و آن را نشانه ای برای اندیشمندان دانسته است:
وَ أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الْجِبالِ بُیُوتاً وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلی مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ فَاسْلُکی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاً یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِها شَرابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ فیهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فی ذلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛[۱۳] و پروردگار تو به زنبور عسل «وحى» (و الهام غریزى) نمود که: «از کوهها و درختان و داربست هایى که مردم مى سازند، خانه هایى برگزین؛ سپس از تمام ثمرات (و شیره گلها) بخور و راه هایى را که پروردگارت براى تو تعیین کرده است، براحتى بپیما! «از درون شکم آنها، نوشیدنى با رنگهاى مختلف خارج مى شود که در آن، شفا براى مردم است؛ به یقین در این امر، نشانه روشنى است براى جمعیّتى که مى اندیشند.
[۱] . سوره فاطر: ۳
[۲] . شیخ مفید، الأمالی، ص۲۵۳ و ۲۵۴
[۳] . سوره حدید: ۳
[۴] . سوره بقره: ۱۱۵
[۵] . سوره حدید: ۴
[۶] . نهج البلاغه: خطبه ۴۶
[۷] . بنگرید به: شیخ مفید، الارشاد، تحقیق موسسه آلالبیت، نشر دارالمفید، ج۱، ص۲۰۱
[۸] . سوره طلاق: ۱۳
[۹] . سوره انفطار: ۷
[۱۰] . سوره تغابن: ۳
[۱۱] . نهج البلاغه: حکمت ۸
[۱۲] . سوره طه: ۵۰
[۱۳][۱۳] . سوره نحل: ۶۸ و ۶۹
بازدیدها: 28