دلایل یکتاباوری
قرآن، گر چه توحید و یکتاباوری را از امور فطری بشر،[۱] و اعتقاد به شرک را فاقد توجیه عقلانی دانسته؛[۲] ولی از شهادت و گواهی خودِ خدا بر یگانگی مطلق و همه جانبه اش نیز خبر می دهد و می فرماید:
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُو؛[۳] خداوند گواهی می دهد که خدایی جز او نیست.
اما درباره اینکه «منظور از شهادت و گواهی خدا چیست؟»، احتمالاتی مطرح شده است که هر کدام به نوبه خود می تواند دلیلی بر یگانه باوری باشد:
-
شهادت عملی و فعلی
- احتمال اول این است که بگوییم شهادت خدا، شهادت عملی و فعلی است؛ به این معنا که خداوند متعال، با آفرینش جهانی که یک واحدِ به هم پیوسته است و قوانین یکسان و نظام واحدی بر آن حکومت می کند، عملاً نشان داده که خالق جهان یکی بیشتر نیست.[۴] چنانکه در جای دیگر می فرماید:
لَوْ کانَ فیهِما آلِهَهٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتا؛[۵] اگر در آسمان و زمین، جز«اللَّه» خدایان دیگرى بود، فاسد مى شدند.
برخی مفسرین در توضیح این آیه گفته اند:
تمامی موجودات و پدیده های عالم تحت نظام واحد و در ارتباط با یکدیگر هستند و با به هم خوردن این هماهنگی و وحدت نظام، همه چیز به تباهی و نابودی کشیده خواهد شد.
از این رو، اگر بیش از یک خدا وجود داشت، هر خدایی به اقتضای خداوندی اش، یا می بایست به تنهایی بر سراسر جهان ربوبیت کند که در این صورت کار به هرج و مرج و در نتیجه به نابودی عالم کشیده می شد و یا می بایست تنها در بخشی از جهان، تمامی نیازمندیه ای مخلوقات خود را تحت نظام مستقل و بدون وابستگی به پدیده های خدای دیگر تأمین می کرد. در آن صورت شاهد نظام های متعدد و قطع ارتباط و انسجام بین پدیده ها می شدیم که این خود به نابودی جهان هستی می انجامید و دیگر شاهد استحکام نظام آفرینش نبودیم.
بنابراین، عدم تباهی آسمان و زمین، و استواری نظام آفرینش فرضیه چند خدایی را نفی می کند.
امام صادق علیه السلام نیز در توجیه یگانگی خدا می فرماید:
اتِّصَالُ التَّدْبِیرِ وَ تَمَامُ الصُّنْعِ کَمَا قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ- لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَهٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا؛[۶] یگانگی تدبیر و کمال جهان هستی، دلیل یگانگی خداوند است؛ چنانکه خداوند عز و جل فرمود: اگر در آن دو خدایان دیگری جز الله می بود، نظام آنها به هم می خورد.
همچنین می توان گفت که خداوند حکیم با ارسال انبیاء و پیامبرانی که خود را از سوی خدای واحدی می دانستند و اصلی ترین شعارشان «یکتاپرستی» بوده، یگانگی خود را نیز به رخ انسان کشیده است و قطعاً اگر خدای دیگری وجود داشت آثار اراده و قدرت مستقل او را در نظام آفرینش، و جلوه های حکمت و هدایت او را در ارسال رسولانش به نظاره می نشستیم، چنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام در بخشی از نامه خود به امام حسن علیه السلام می فرماید:
وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَّ أَنَّهُ لَوْ کَانَ لِرَبِّکَ شَرِیکٌ لَأَتَتْکَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَیْتَ آثَارَ مُلْکِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ لَعَرَفْتَ صِفَتَه وَ فِعَالَه؛[۷] پسرم! بدان اگر خدا شریکی داشت، پیامبران او نیز به سوی تو می آمدند، و آثار قدرتش را می دیدی، و کردار و صفاتش را می شناختی.
۲٫ شهادت کلامی و لفظی
- احتمال دوم این است که بگوییم این شهادت، شهادت کلامی و لفظی است.[۸] بدین معنا که خداوند متعال در گفتار و کلامش، بر وحدانیت خود شهادت داده و در قالب الفاظی خود را به احدیت توصیف کرده، و چون نقص و باطل و کذب در باره او تصور نمی شود، پس شهادتش، شهادتی است حق و کافی:
وَ کَفى بِاللَّهِ شَهِیداً؛[۹] و گواهى خدا در این باره، کافى است.
امیرالمؤمنین علیه السلام نیز می فرماید:
وَ لَکِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ کَمَا وَصَفَ نَفْسَه؛[۱۰] اما خدا، خدایی است یگانه، همانگونه که خود توصیف کرد.
۳٫ شهادت تکوینی
- احتمال سوم که قوی تر و مناسب تر به نظر می رسد این است که بگوئیم مقصود از شهادت خدا، شهادت تکوینی است؛ به این معنا که حقیقت و ذات مطلق و نامحدود حق تعالی بر یگانگی او دلالت می کند.[۱۱]
توضیح آنکه «الله»، نام قرآنی خداوند متعال، بر وجود محض و حقیقتی که ذاتاً و بالفعل نامتناهی و کاملِ مطلق است، دلالت دارد، و راز وحدانیت خدا و تکرارناپذیری او، در همین بی نهایتی و مطلق بودنش نهفته است.
به تعبیر دیگر، با وجود واقعیت مطلقی که تمام ظرف هستی را پر نموده و از هر حیثی بی نهایت است، دیگر در عالم واقع مجالی برای خدای دیگر نمی ماند و در ذهن نیز، درک درست وجود مطلق نامتناهی جایی برای فرض وجود دومی نمی گذارد.
امام رضا علیه السلام می فرماید:
أَوَّلُ عِبَادَهِ اللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلُ مَعْرِفَهِ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ تَوْحِیدُهُ وَ نِظَامُ تَوْحِیدِهِ نَفْیُ التَّحْدِیدِ عَنْهُ؛[۱۲] نخستین مرتبه عبادت خداوند شناخت اوست، و اساس معرفت او توحید اوست، و مبنای توحید، نفی محدودیت از خداوند است.
بنابراین نامتناهی بودن حقیقت الوهی، وجود هرگونه شریکی را نفی می کند؛ زیرا لازمه تعدد خدایان این است که هر خدایی تنها محدوده ای از واقعیت را به خود اختصاص داده باشد که این با نامتناهی بودن حقیقت الهی سازگار نیست.
[۱] . حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید:: وَ کَلِمَهُ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَه؛ یکتا دانستن خدا بر اساس فطرت انسانی است. (نهج البلاغه: خطبه ۱۱۰).
[۲] . وَ مَنْ یَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّه؛ و هر کس معبود دیگرى را با خدا بخواند -و مسلّماً هیچ دلیلى بر آن نخواهد داشت- حساب او نزد پروردگارش خواهد بود . (سوره مؤمنون: ۱۱۷).
[۳] . سوره آل عمران: ۱۸
[۴]. بنگرید به: تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۶۷
[۵] . سوره انبیاء: ۲۲
[۶] . شیخ صدوق، التوحید، ص۲۵۰
[۷] . نهج البلاغه: نامه ۳۱
[۸] . بنگرید به: علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج۳، ص۱۷۸
[۱۰] . نهج البلاغه: نامه ۳۱
[۱۱] . بنگرید به: امام خمینی، اداب الصلوه، ص۱۷۶؛ و صدرالمتالهین، اسرار آیات، ص ۶۶ ؛ و اسفار، ج۱، ص۱۳۵ و ج۶، ص۱۳۹
[۱۲] . ابن شعبه حرانی، تحف العقول، ص۶۱
بازدیدها: 15