حق عبودیت
«عبودیت» نیز از جمله حقوقی است که قرآن آن را به طور انحصاری برای خداوند متعال، ثابت می داند؛ بدین معنا که انسان باید تنها او را معبود حقیقی و شایسته پرستش بداند و در اعمال عبادی خود، تنها رضایت او را محور قرار دهد و از عبادت غیر او و از هر گونه اعمال آلوده به شرک و ریا پرهیز کند.
در فرایند اثبات این مسأله، نیازی به اقامه دلیل پیچیده نیست؛ تنها کافی است که انسان از سویی به خالقیت، ربوبیت، احاطه قیومی و نعمت های بی شمار الهی توجه کند، و از سوی دیگر مخلوق و مملوک بودن خود و وابستگی مطلق و نیازمندی ذاتی و دائمی اش به خدا را در نظر آورد، آنگاه بدون تردید به حق الوهیت خدا اذعان خواهد کرد و به طور فطری در برابر خالق و ولیّ نعمت خود خاضع و فروتن خواهد شد و طوق عبودیت و بندگی او را به گردن خواهد انداخت و در پیشگاه او از هر گونه طغیان و گردنکشی، که قرآن آن را نتیجه توهم استقلال و بی نیازی می داند،[۱] پرهیز خواهد کرد.
قرآن نیز برای هدایت و دعوت انسان به پرستش و عبادت خالصانه خدا، خالقیت و ربوبیت حضرت حق را مبنا قرار داده و فرموده است:
ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ وَکیلٌ؛[۲] این است خدا پروردگار شما، جز او معبودى نیست، آفریننده همه چیز است؛ پس تنها او را بپرستید، و او کارساز هر چیز است.
و در آیه دیگر نیز می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛[۳] اى مردم ! پروردگارتان را که شما و پیشینیان شما را آفریده است، بپرستید تا [ با پرستیدن او ] پروا پیشه شوید.
انبیاء الهی نیز با گفتن «اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُه»،[۴] بیشترین تلاش شان، دعوت و رساندن انسان به قلّه عبودیت خالصانه خدا بوده است.
قرآن از زبان حضرت یوسف علیه السلام می گوید:
یا صاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛[۵] اى دو یار زندان! آیا معبودان متعدد و متفرق بهتر است یا خداى یگانه مقتدر؟ شما به جاى خدا جز [بت هایى] با نام هایى بى اثر که خود و پدرانتان آنها را نام گذارى کرده اید نمى پرستید، خدا [که صاحب اختیار همه هستى است] هیچ دلیلى بر [حقّانیّت آنها براى پرستش] نازل نکرده است. حکم فقط ویژه خداست، او فرمان داده که جز او را نپرستید و آیین پابرجا و حق همین است، ولى بیشتر مردم [حقایق را] نمى دانند.
در این آیات شریفه، حضرت یوسف علیه السلام با تأکید بر یگانگی و قهاریت خدا و با اثبات حاکمیت مطلق الهی و نفی آن از غیر، مبنایی ساخته است تا دستور به عبادت خالصانه خدا را بر آن بنا کند.
البته روشن است که خداوند متعال، کامل مطلق و غنی بالذات است و به عبادت بندگان خود نیازی ندارد؛ بلکه سود و منفعت حاصل از عبادت به خود انسان باز می گردد:
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ اساءَ فَعَلَیْها؛[۶] هر کس کار شایسته اى به جا آورد، براى خود اوست و کسى که کار بد مى کند به زیان خود اوست.
وَ مَنْ یَشْکُرُ فَأِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَأِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ حَمیدٌ ؛[۷] هر کس شکرگزارى کند، تنها به سود خویش شکر کرده و آن کس که کفران کند،- زیانى به خدا نمى رساند، چرا که- همانا خداوند بى نیاز و ستوده است.
امیرمؤمنان علیه السلام نیز مى فرماید:
فَأِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَ تَعالى خَلَقَ الْخَلْقَ حینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طاعَتِهِمْ، امِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ، لِانَّهُ لا تَضُرُّهُ مَعْصِیَهُ مَنْ عَصاهُ وَ لا تَنْفَعُهُ طاعَهُ مَنْ اطاعَهُ؛[۸] خداوند سبحان و بزرگ مخلوقات را آفرید، در حالی که از اطاعت شان بی نیاز و از نافرمانی آنها در امان بود؛ زیرا گناه گناهکاران برای او زیان ندارد و اطاعت فرمانبرداران سودی به او نمی رساند.
خداوند متعال به حکمت بالغه خویش، کمال و سعادت ابدی آدمی را در عبادت و بندگی خود قرار داده، و رسیدن به مقامات عالی انسانی را در سایه عبودیت میسر ساخته است.
حضرت ابراهیم علیه السلام نیز زمانی به مقام امامت رسید که در مسیر تعبد و بندگی و در راستای تحقق اراده خدا، فرزند عزیز خویش را به قربانگاه برد و حقیقت عبودیت را در جان خود به کمال رسانید:
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما؛[۹] و هنگامى که خدا، ابراهیم را با کلماتی بیازمود و همه را به اتمام رسانید، گفت: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم.
[۱] . کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَیَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى؛ چنین نیست (که شما مى پندارید) به یقین انسان طغیان مى کند، از اینکه خود را بى نیاز ببیند! (سوره علق: ۶ و ۷).
[۲] . سوره انعام: ۱۰۲
[۳] . سوره بقره: ۲۱
[۴] . سوره اعراف: ۵۹
[۵] . سوره یوسف: ۳۹ و ۴۰
[۶] . سوره فصلت: ۴۶ و سوره جاثیه: ۱۵
[۷] . سوره لقمان: ۱۲
[۸] . نهج البلاغه: خطبه ۱۹۳
[۹] . سوره بقره: ۱۲۴
بازدیدها: ۱۶