تربیت اخلاقی – ۱
.
مقدمه
تربیت اخلاقی از مهم ترین اهداف بعثت انبیا بوده است و جایگاه ویژه ای در فرهنگ اسلامی، به ویژه سیره معصومین دارد. این بحث، به ویژه مورد توجه خاص امام علی قرار گرفته و کمتر خطبه یا نامه ای از نهج البلاغه را می توان یافت که در آن حضرت سخن از مسایل اخلاقی به میان نیاورده باشد. از سوی دیگر پرداختن به اولویت ها در هر زمینه ای، امری معقول و در حوزه اندیشه اسلامی پسندیده و مورد تأکید است و آثار شگرفی در زندگی مادی و معنوی انسان دارد. با توجه به جایگاه رفیع تربیت اخلاقی، پرداختن به اولویت ها در این موضوع، به ویژه از دیدگاه امام علی، امری ضروری و بایسته است.
نوشته حاضر در صدد بررسی این موضوع، از طریق پاسخ گویی مستدل و تحلیلی به پرسش های زیر است:
- با توجه به شمول تربیت اخلاقی نسبت به دو عرصه خودسازی و دگرسازی، از دیدگاه امام على، کدام عرصه بر دیگری اولویت دارد و چه شیوه های ویژه ای برای آن ارایه شده است؟
- از میان فضایل و رفتارهای اخلاقی مطرح شده در نهج البلاغه، کدام بیش تر مورد تأکید و اهتمام حضرت بوده و چه شیوه هایی برای تقویت و پرورش آنها بیان شده است؟
- از میان رذایل و رفتارهای ضد اخلاقی کدام یک بیش تر مورد نکوهش و تحذیر حضرت بوده و چه شیوه های خاصی برای درمان و از بین بردن آنها ارایه شده است؟
- مهم ترین شیوه های عام تربیت اخلاقی در نهج البلاغه کدام است و نحوه به کارگیری آن ها چگونه است؟
………………………………………………..
تربیت اخلاقی
«تربیت اخلاقی فرآیند زمینه سازی و به کارگیری شیوه هایی جهت شکوفا سازی، تقویت و ایجاد صفات، رفتارها و آداب اخلاقی و اصلاح و از بین بردن صفات، رفتارها و آداب ضد اخلاقی در خود یا دیگری است».
با تأمل در این تعریف، مشخص می شود که تربیت اخلاقی دو رکن دارد: یکی شناخت فضایل و رذایل و رفتارهای اخلاقی و ضد اخلاقی و دیگری به کارگیری شیوه ها جهت تقویت با تضعیف آنها. از این رو تربیت اخلاقی حیطه ای است که وام دار دو حوزه «اخلاق» و «تربیت» است؛ به این بیان که در رکن اول، از اخلاق و در رکن دوم از تربیت مدد می جوید و از آن جا که در اخلاق بیشترین تأکید بر خودسازی و در تربیت بر دیگر سازی است، تربیت اخلاقی نیز خودسازی و دگرسازی را شامل می شود.
……………………………………………………….
خودسازی مقدم است یا دگرسازی؟
انسان مسلمان در حوزه اخلاق و تربیت اخلاقی دو مسئولیت دارد: یکی مسئولیت توجه به خود و تلاش جهت کسب فضایل و دفع رذایل و دیگری توجه به دیگران و تاثیرگذاری مثبت در اعضای جامعه اسلامی. به این بیان که مسلمانی که جامعه اسلامی و در میان جمع زندگی می کند، خواسته یا ناخواسته و کم یا بیش بر دیگران تاثیر می گذارد؛ چه، هم در فرضی که فرد به صورت رسمی مربی و معلم است یا مسئولیتی از این نوع دارد و هم، در صورتی که چنین مسئولیت هایی ندارد. در هر دو حالت، گفتار رفتار و موضع گیری های او به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مورد توجه دیگران قرار گرفته و اطرافیان را تحت تاثیر قرار می دهد.
تربیت اخلاقی مشتمل بر دو عرصه «خودسازی» و «دگرسازی» است؛ اما باید پرسید کدام عرصه بر دیگری تقدم و اولویت دارد و دیدگاه امام علی علیه السلام در این زمینه چیست؟
آن چه از بررسی نهج البلاغه به دست می آید، این است که خود سازی مقدم بر دگرسازی است و امام علی به این نکته تصریح کرده اند: «من نصب نفسه للناس اماما فلیبدء بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم…؛ آنکه خود را پیشوای مردم سازد، پیش از تعلیم دیگران باید به ادب کردن خویش بپردازد و پیش از آنکه به گفتار، تعلیم دهد، به کردار ادب نماید و آنکه خود را تعلیم دهد و ادب اندوزد، شایسته تر به تعظیم است از ان که دیگری را تعلیم دهد و ادب اموزد»[۱].
امام علی در این سخن، ضمن تصریح به اولویت خودسازی، بر تاثیرگذاری عملی تاکید نموده اند، چرا که زبان عمل و رفتار، گویاتر و نافذتر از زبان گفتار است. آن حضرت هم چنین انسان را به تعلیم و تادیب خود سفارش و بر آن تاکید نموده اند؛ همچنان که در سخنان دیگری نیز به این امر توجه نموده اند: «فمن شغل نفسه بغیر نفسه تحیر فی الظلمات و ارتبک فی الهلکات…؛ هر کس نفس خود را به غیر نفس خود مشغول دارد، در ظلمات سرگردان گردد و در هلکات گرفتار آید…»[۲].
پس از اثبات تقدم خودسازی بر دگر سازی، آن چه مهم است اشاره به شیوه های خودسازی از دیدگاه امام علی علیه السلام است.
………………………………
شیوه های خودسازی
موضوع نفس (خود) در نهج البلاغه جایگاه ویژه ای دارد و در کانون توجه فراوان امام علی قرار دارد. آن حضرت از نفس به عنوان یکی از عوامل مؤثر در گرایش انسان به بدی ها یاد کرده و فرموده اند: «… فان النفس اماره بالسوء الا ما رحم الله؛ به درستی که نفس بسیار دستور دهنده به بدی است؛ مگر آن که خداوند رحم نماید»[۳] و در جای دیگر آورده اند: «… فان هذه النفس ابعد شیئی منزعاً و أنها لا تزال تنزع الى معصیه فی هوی؛ به دوستی که این نفس از خودداری از نافرمانی بسی دور است و پیوسته صاحب خود را در آرزوی باطل به سوی نافرمانی که می کشاند»[۴].
از این رو، آن حضرت شیوه هایی را نیز برای تهذیب نفس ارایه داده اند:
- محاسبه نفس
یکی از شیوه های مهم خودسازی، حساب رسی از «خود» است. این که انسان گاهی به حساب رسی نفس خویش بپردازد و کارهای نیک و ناپسند خویش را مورد ارزیابی قرار دهد، از سفارشهای آن حضرت است. ایشان می فرماید: «عباد الله زنوا انفسکم من قبل أن توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا …؛ بندگان خدا! کردار و گفتار خود را بسنجید، پیش از آنکه آن را بسنجند و حساب نفس خویش را برسید پیش از آن که به حسابتان برسند»[۵]
۲٫ تحمیل بر نفس
شیوه دیگری که در مبارزه با نفس و خودسازی مؤثر است، تحمیل نمودن حالات و وضعیتهای ناخوشایند بر نفس است. نفس انسان از سختی ها و ناملایمات ناخوشایند است و تمایل به رهایی از آنها را دارد و راه مبارزه با این تمایل، تحمیل نمودن این حالات بر آن است. علی علیه السلام خطاب به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید: «یا بنی … و عود نفسک التصبر على المکروه…؛ فرزندم! خود را به شکیبایی در آنچه ناخوشایند است، عادت بده»[۶].
۳٫ ریاضت نفس
ریاضت نفس به معنای تمرین دادن نفس بر انجام کارهایی است که خلاف تمایل اوست تا در اثر تکرار زیاد، به انجام آنها خو گیرد و به آسانی انسان را در انجام کارهای نیک همراهی نماید. بنابراین، در ریاضت نیز نوعی تحمیل بر نفس و محرومیت کشیدن نهفته است. امام علی ضمن معرفی خود به عنوان الگو در این زمینه می فرماید: «… لا روضن نفسی ریاضه تهش معها إلى القرص اذا قدرت علیه مطعوما و تقنع بالملح مأدوماً …؛ به خدا سوگند… نفس خود را چنان ریاضت دهم که اگر قرص نانی برای خوردن فراهم آورد به آن شاد گردد و از نانخورش به نمک خرسند گردد»[۷]. هم چنین آن حضرت فرموده است: «بهترین اعمال آن است که نفست را به ناخواه بر انجام آن وادار کنی»[۸].
۴٫ متهم نمودن نفس
یکی دیگر از شیوه های برخورد با نفس، متهم نمودن آن است. خواسته ها و کشش های نفسانی چنان قوی و تأثیر گذار است که انسان را به سوی بدی ها می کشاند. با این حال، انسان گاهی از خود راضی می شود و خود را صالح و مهذب می پندارد و سر از عجب در می آورد و با داشتن چنین احساسی، از ضعف های اخلاقی خود غافل می ماند. از این رو، یکی از شیوه های برخورد با نفس، متهم نمودن و عدم اعتماد به آن و در نتیجه در صدد مبارزه و تهذیب آن بر آمدن است.
على علیه السلام در ستایش مؤمن می فرماید: «واعلموا عباد الله ان المؤمن لا یصبح و لا یمسى الا و نفسه ظنون عنده فلا یزال زاریاً علیها و مستزیداً لها…؛ بندگان خدا! بدانید که مرد با ایمان شب را به روز و روز را به شب نمی رساند جز اینکه نفس خود را نزد خویش متهم می داند، پیوسته با آن عتاب دارد و گناهکارش می شمارد»[۹]. هم چنین امام علیه السلام در ستایش «متقین» می فرماید: «… فهم لا نفسهم متهمون و من اعمالهم مشفقون؛ … پس آنان خود را متهم می شمارند و از کرده های خویش بیم دارند»[۱۰].
۵٫ مخالفت با خواسته های نفس و به زحمت انداختن آن
مخالفت با خواسته ها و تمایلات نفس، از دیگر روش های تهذیب آن است. نفس انسان تمایلات زیادی دارد و به خواسته های کم قانع نیست. هر چه انسان بیش تر در صدد برآورده نمودن خواسته هایش برآید، توقعات نفس پیش تر می گردد. در مقابل، اگر انسان در پرتو اراده ای قوی، با خواسته های نفس مخالفت ورزد، به تدریج عنان نفس را در اختیار گرفته و قدرت کنترل و تسلط بر آن را خواهد یافت و قادر به تعدیل خواسته های آن خواهد بود.
امام علی در وصف «متقین» فرموده است: «… ان استصعبت علیه نفسه فیما تکره لم یعطها سؤلها فیما تحب …؛ اگر نفس او در آنچه بر آن دشوار است فرمان وی نبرد، او نیز آنچه را نفس دوست دارد به آن ندهد»[۱۱] آن حضرت هم چنین فرموده است: «فرد متقی نفس اش از او در زحمت است و مردم از وی در راحت؛ خود را برای آخرتش به رنج انداخته و مردم را از خود آسوده ساخته است…».[۱۲]
.
برگرفته از مقاله: «بررسی اولویت های تربیت اخلاقی از دیدگاه امام علی علیه السلام، در نهج البلاغه؛ حجت الاسلام علی همت بناری»
.
[۱] . نهج البلاغه، حکمت، ۷۳
[۲] . نهج البلاغه، خطبه ۱۵۷
[۳] . نهج البلاغه، نامه ۵۳
[۴] . نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶
[۵] . نهج البلاغه، خطبه ۹۰
[۶] . نهج البلاغه، نامه ۳۱
[۷] . نهج البلاغه، نامه ۲۵.
[۸] . نهج البلاغه، حکمت ۲۴۹
[۹] . نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶
[۱۰] . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳
[۱۱] . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳
[۱۲] . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳
بازدیدها: 239