شناخت حسی خدا

«حس» یکی از مهم­ترین ابزارهای شناخت حصولی و علم تجربی است که بهره ­وری صحیح از آن مورد تأکید آیات فراوانی قرار گرفته است.

قرآن، انسان را در ابتدا فاقد هرگونه علم و آگاهیِ برآمده از حواس ظاهری می­ داند؛ ولی او را موجودی مجهز به ابزارهای شناخت حسی معرفی می ­کند:

وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ‏ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ؛[1]

و خداوند شما را از شكم مادران­تان خارج نمود در حالى كه هيچ چيز نمى‏ دانستيد؛ و براى شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد!

از این رو، همگان را به بهره ­گیری صحیح از حواس ظاهری خود در شناخت عالم طبیعت و موجودات آن ترغیب می­ کند؛ از جمله اینکه می­ فرماید:

أَ فَلايَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ؛[2]

آيا آنان به شتر نمى‏ نگرند كه چگونه آفريده شده است؟! و به آسمان نگاه نمى ‏كنند كه چگونه برافراشته شده؟! و به كوه‏ ها كه چگونه در جاى خود نصب گرديده! و به زمين كه چگونه گسترده و هموار گشته است؟!

همچنین کسانی را که از ابزارهای حسی خود به درستی و در راستای تنبه و بیداری بهره نگیرند، سرزنش کرده و آنان را اهل جهنم دانسته است:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ‏ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ؛[3]

به يقين، گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آنها دل­هايى دارند كه با آن نمى‏ فهمند؛ و چشمانى كه با آن نمى ‏بينند؛ و گوش­ هايى كه با آن نمى ‏شنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراه­تر! اينان همان غافلانند.

بنابراین با توجه به آیات مذکور و صدها آیه دیگر، روشن می ­شود که شناخت حسی اهمیت زیادی دارد؛ البته به شرط آن­که در راستای غفلت­ زدایی، رسیدن به کمال انسانی، شناخت ولیّ نعمت و تشکر از او مورد بهره ­وری قرار گیرد.

.

حس و خداشناسی

قرآن در آیات گوناگونی ضمن اشاره به برخی از پدیده ­ها و شگفتی ­های عالم آفرینش، می­ فرماید:

إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ؛[4]

در اين، نشانه ‏هايى است براى گروهى كه عقل خود را به كار مى‏ گيرند.

و در آیه ­ای نیز می ­فرماید:

إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ؛[5]

يقيناً در آفرينش آسمان ‏ها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏ هايى براى خردمندان است.

این گونه تعبیرها نشان می­ دهد که حواس ظاهری می ­توانند با مشاهده و مطالعه پدیده ­های عالم، نشانه ­ها و داده ­هایی در اختیار عقل آدمی قرار دهند و او را در تفکر و کشف حقایقی راجع به خدا و اوصاف و افعال الهی یاری رسانند؛ از این رو، آیه در توصیف خردمندان می­ فرماید:

وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلا؛[6]  

و در اسرار آفرينش آسمان­ها و زمين مى ‏انديشند؛ (و مى‏ گويند:) بار الها! اينها را بيهوده نيافريده ‏اى!

در آیاتی نیز با صراحت اشاره شده که حق تعالی، عالم طبیعت و پدیده ­های آن را که با ابزار حسی و مشاهده تجربی قابل درکند، برای روشن کردن حقانیت خود و شناساندن ربوبیت و اوصاف کمالی­اش قرار داده است:

سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَق؛[7]

به زودى نشانه‏ هاى خود را در كرانه ‏هاى جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهيم داد تا براى آنان روشن شود كه بى ‏ترديد او حق است.

اللَّهُ الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عِلْماً؛[8]

خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را؛ فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى ‏آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينكه علم او به همه چيز احاطه دارد!

در احادیث فراوانی نیز به شگفتی­ های عالم طبیعت و پدیده­ های مشهود آن اشاره شده،[9] و به استفاده از ابزارهای حسی در شناخت آنها توصیه جدی صورت گرفته است؛ چرا که آن می ­تواند زمینه­ ساز درک ربوبیت الهی شود؛ چنان­که امیرالمؤمنین می­ فرماید:

فَانْظُرْ إِلَى‏ الشَّمْسِ‏ وَ الْقَمَرِ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ الْمَاءِ وَ الْحَجَرِ وَ اخْتِلَافِ هَذَا اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ تَفَجُّرِ هَذِهِ الْبِحَارِ وَ كَثْرَةِ هَذِهِ الْجِبَالِ وَ طُولِ هَذِهِ الْقِلَالِ وَ تَفَرُّقِ هَذِهِ اللُّغَاتِ وَ الْأَلْسُنِ الْمُخْتَلِفَات فَالْوَيْلُ لِمَنْ أَنْكَرَ الْمُقَدِّرَ وَ جَحَدَ الْمُدَبِّر؛[10]

پس نگاه کن به آفتاب و ماه، و درخت و گیاه، و آب و سنگ، و اختلاف شب و روز، و جوشش دریاها، و فراوانی کوه­ ها، و بلندای قله­ ها، و گوناگونی لغت­ ها و تفاوت زبان ­ها؛ پس وای بر آن کس که تقدیرکننده را نپذیرد و تدبیرکننده را انکار کند.

حضرت علی معتقد است که خداوند متعال خود را به وسیله نشانه­ های تدبیری که با حواس ظاهری قابل رؤیتند برای عقل­ها آشکار ساخته است:

بَلْ ظَهَرَ لِلْعُقُولِ‏ بِمَا أَرَانَا مِنْ عَلَامَاتِ التَّدْبِيرِ الْمُتْقَن؛[11]

 بلكه به سبب نشانه ‏هاى تدبير متقنی كه به ما ارائه داده، برای عقل­ ها آشكار شده است‏.

بنابراین می ­توان چنین گفت هر فردی که از مشاهدات و داده ­های حسی و اطلاعات تجربی بیشتری برخوردار باشد، در مقام شناخت خدا و اوصاف کمالی حق، امکان بیشتری برای به کارگیری عقلِ استدلال­گر و دست­یابی به شناخت عمیق ­تر دارد.

اما نکته بسیار مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد تشخیص قلمرو شناخت حسی است. بررسی­ ها و دقت در مطالب قرآنی و روایی مذکور و غیرمذکور، نشان می ­دهد که حس و مشاهدات تجربی صرفاً در شناخت بُعد ظاهریِ عالم طبیعت و پدیده­ های مادی آن کارایی دارد و تنها می­ تواند آدمی را تا مرز ماورای طبیعت راهبری کند، ولی قطعاً در شناخت ماوراء ماده، نمی ­تواند نقش مستقیمی داشته باشد.

از این رو، درک حسیِ خدا و حقیقتی که قرآن آن را موجودی نامتناهی و غیرمادی توصیف می ­کند، ممکن نخواهد بود:

لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ؛[12]

چشم­ ها او را نمى ‏بينند؛ ولى او همه چشم ­ها را می ‏بيند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چيز است.

حضرت علی نیز در این زمینه می ­فرماید:

وَ كَلَّتْ‏ عَنْ‏ إِدْرَاكِهِ‏ طُرُوفُ الْعُيُونِ… لَا تَلْمِسُهُ لَامِسَةٌ وَ لَا تُحِسُّهُ حَاسَّة؛[13]

چشم­ها از درک او سرگردان شده­ اند… هیچ لمس­ کننده ­ای نمی ­تواند او را لمس کرده و هیچ احساس­ کننده­ ای نمی­ تواند او را احساس کند.

امام صادق نیز می­ فرماید:

‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي‏ لَا يُحَسُ‏ وَ لَا يُجَسُّ وَ لَا يُمَسُّ وَ لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ الْخَمْس‏؛[14]

ستایش مخصوص خدایی است که حس نمی­ شود، مورد جست و جو قرار نمی ­گیرد، لمس نمی­ گردد، به حواس پنج­گانه درک نمی ­گردد.

اساساً به کارگیری ابزار حسی در حوزه ­هایی که موضوعات آن قابل مشاهده و تجربه نیستند، نتیجه ­ای جز گمراهی و خلط روش­ شناختی نخواهد داشت.

چنان­که به فرموده قرآن، بزرگان قوم بنی­ اسرائیل، دچار چنین خلطی شده و به حضرت موسی گفتند:

يا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَة؛[15]

اى موسى! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد؛ مگر اينكه خدا را آشكارا (با چشم خود) ببينيم!

حضرت نیز به اصرار جاهلان قوم بنی­ اسرائیل که ایمان خود را مشروط به دیدن خدا کرده بودند، به میعادگاه آمد و از خدا خواست که خود را نشان دهد، خداوند متعال نیز فرمود:

لَنْ تَراني‏ وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَراني؛[16]

هرگز مرا نخواهى ديد! ولى به كوه بنگر، اگر در جاى خود ثابت ماند، مرا خواهى ديد!

قرآن در ادامه می­ فرماید حضرت حق بر کوه جلوه ­ای کرد و آن را محو و نابود و همسان با زمین نمود، و حضرت موسی با دیدن آن مدهوش بر زمین افتاد.

بنابراین حواس ظاهری، گر چه در شناخت آثار و آیات تکوینی خدا نقش بسیار مهمی دارند و می توانند زمینه­ ساز تعقل و معرفتِ خدا گردند، ولی در درک مستقیم حقیقت الهی، فاقد کارآیی می ­باشند.


.

[1] . سوره نحل: 78.

[2] . سوره غاشیه: 17-20.

[3] . سوره اعراف: 179.

[4] . سوره رعد: 4. و سوره نحل: 12. و سوره روم: 24.

[5] . سوره آل عمران: 190.

[6] . سوره آل عمران: 191.

[7] . سوره فصلت: 53.

[8]. سوره طلاق: 12.

[9]. از جمله توصیف عجایب خلقت انسان (نهج ­البلاغه، حکمت 8) و خفاش (خطبه 155) و طاووس (خطبه 165). نمونه بسیار برجسته دیگر، حدیث مفصل امام صادق علیه ­السلام درباره عجایب خلقت انسان و دیگر مخلوقات ، خطاب به مفضل، یکی از شاگردانش است که به توحید مفضل معروف شده است.

[10] . نهج ­البلاغه: خطبه 185.

[11] . همان، خطبه 182.

[12] . سوره انعام: 103.

[13] . شیخ صدوق، التوحید، ترجمه علی اکبر میرزایی، ص 32.

[14] . همان، ص74.

[15] . سوره بقره: 55.

[16] . سوره اعراف: 143.

بازدیدها: 2

گاه مسئله نه فقدان معنا، بلکه فقدان مکث است؛

انسانِ مدرن کمتر می‌ایستد تا بفهمد، بیشتر می‌دود تا برسد.